201. انجام نشدن کارها

+کلم  دیگه داره کی.ری میشه از انجام نشدن کارم

سگ تو این مملکت که معلوم نیست چه خبره توش

قشنگ از چیزی که میترسیدم داره میاد به سرم

200

+تجربه‌ی عجیبی بود

خیلی عجیب ولی خب به نظر خودم خوب هندلش کردم

شاید بنویسم بعدا در موردش

199. عصبانیت

+واقعا از تیکه انداختن این فرد عصبانی میشم

دوست دارم جرش بدم

خیلی حساس شدم روش

اه عوضی پدرسگ


198. چه خبر

+چه خبر از شماها؟

بیایید حرف بزنید

197.مرز فروپاشی

+دارم ازین همه اتفاقات به مرز فروپاشی میرسم

196. تمرکز

+جدیدا حس میکنم یه مقدار تمرکزم بهتر شده

پَرش ذهینم متعادل‌تره

کاش بمونه همین‌جوری

195.نکات به یاد موندنی

+بعضی وقتام خودمون با اسکلی خودمون میریم تو چاه


۱. بادمجون فوق العاده گرمیش زیاده و خیلی اذیتم میکنه. باید یادم بمونه

امروز اصن مخم به فنا رفته بود، نمیفهمیدم دارم چیکار میکنم.

بادمجونو باید بزارم کنار کلاا

ولی  هر بار حواسم نمیشه و بازم کلی میخورم.

نمیدونم چرا سرم به سنگ نمیخوره، یا اگه هم میخوره، بازم یادم میره؟


۲.حقیقتا خیلی وقتا یه اشتباهو چند بار تکرار میکنم. نمیدونم چرا. ایشالا که حواسم باشه ازین به بعد.


۳. مشخصه نت قطعه فعالیتم رفته بالا اینجا؟ یه خرده بیشتر وباتونو دارم میخونم.

194. بدبختی

+ذهنم درگیر این شلوغیاست

یکی از کارام خیلی وقته گیر داشته سر یه مسئله ای و داشت راه میوفتاد کم کم

حالام شلوغی شده، اگه کنسل شه چی؟ 

بدبخت میشم خب، میمونم رو  هوا

کاش زودتر جلو بره

سرگردونی و وسط یه چیزی موندن از همه چی بدتره

192. شال آن شال تو...

+ چند روزیه این آهنگ کاوه آفاق تو ذهنم پلی میشه

منو یاده چند سال پیش میندازه

حس غم  

یه چیزیش ته دلمو قل قلک میده

شاید به خاطر نوای گیتارشه

نمیدونم، هر چیزی که هست در موردش، زیبا عه و قابل ستایش


191. خستگی

+خستگی فوق العاده زیادی دارم

نمیدونم از مریضیه، از کمبود ویتامینی املاحی چیزیه

یا زیاد گوشی دست گرفتن

یا از کارا عقب موندن

190. زاویه صورت

+ هیچوقت فکر نمیکردم زاویه صورت طرف مقابلم برام یکی از معیارهای جذابیت باشه

همیشه فکر میکردم خیلی دلیل مزخرفیه برا جذابیت

به سر خودم اومد :))

++چیه این آدم که هر چی جلوتر میره معیاراش عوض میشه

جالبه حالا یکی تو سن کم ازدواج کنه دیگه معیاراش عوض نمیشه؟

اگه عوض شد چی؟

همینه که ازدواج کردن رو سخت میکنه

حالا این یه معیاره، خودشم ظاهری

کلی معیار دیگه آدم میتونه عوض بشه در طول زمان


189. دوسم میداشت

+نیاز داشتم الان یکی دوسم میداشت و صبح با این حس از خواب بلند میشدم.

خیلی حس قشنگیه

++دریغا که ندارمش الان اون فرد رو

188. بی حس

+بعضی وقتا خیلی بی حس میشم، مخصوصا برای خانوادم.

خانواده‌ از همه مهمتره، از همه بیشتر پشتتو داره، بی غرض‌ترینه. ولی من بی حسم بعضا وقتا بهشون.

نه دلم تنگ میشه، نه دوست دارم زود زود برم ببینمشون.حس میکنم همیشه هستن ولی خب اینطور نیست، یه روزی ممکنه نباشن و اونوقته که 

میفهمم چه تکیه گاهی بودن و تو نبودنشون منم می‌افتم. 

++کاش یه خرده بیشتر همدلی داشتم، دلم تنگشون میشد.

187. کمبود لاس

+کمبود لاس رو بشدت احساس میکنم :((

لاااس با کیفیت میخوامممم

186. انتقال منظور

+حس میکنم زیاد توی انتقال مطلب و صحبت کردن خوب نیستم

جمله بندیم کج و کوله‌ست

انگار برداشت ذهنی خودمو مینوسیم و میگم، یعنی ساختار تو ذهنمو میارم وسط

این برا بقیه خیلی سخته فهمش

دوست دارم یه خرده بیانم بهتر باشه برا بقیه، حداقل لازم نباشه زیااد خودمو توضیح بدم

++وقتی که استرس میگیرم بیشتر میشه این قضیه