زندگیِ من
زندگیِ من

زندگیِ من

281

فک کنم باید کم کم برگردیم اینجا

اینترنت به فاک عظما رفت

280

+فک کنم از من قدیمی تر دیگه کسی نیست که کماکان به بلاگ اسکای سر بزنه

چه خاطراتی داشتیم اینجا

نوشتن از همه چیز

چقدر حس و حال آدم فرق داره

279

کسی هنوزم به اینجا سر میزنه؟

288

یکی دو نفر رو تو اینجا دوست دارم جاج کنم

به وقتش

۲۷۸.

دلم لاس میخواد حقیقتا

میدونم عجیبه بعد چندماه همچین چیزی نوشتن

277. !

+کسی اینجا هنوزم سر میزنه؟

276. Life is Strange

+خیلی وقته سر نزدم به اینجا

حرفایی هست که فقط اینجا میشه نوشت

دوباره پناه آوردم بهش

احتمالا یه مدت دوباره اینجا باشم، از زندگیم بنویسم براتون.

این زندگی چیه که میاد و میره به چشم بهم زدن


++الانم بدنم درد گرفته. شاید نوشتم دلیلشو.

این وبلاگم شده بساط آه و ناله من.

شاید بازم باشه، شایدم ننویسم از آه و ناله.


++ممنون بابت دوستانی که پیام گذاشته بودن و جویای حالم بودن.

لطف داشتین بهم.

275.

چه گرد و غباری گرفته اینجارو

274.رابطه

+ روابط من همشون عمر کوتاهی دارن.

نمیدونم مشکل از منه یا طرف مقابلم.

چون یه بار از طرف من سریع تموم شد.

یه بارم از طرف مقابلم.

ولی خب ذهنم مشغول این سواله، چرا یه مورد خوب نصیب من نشده؟

60 درصد اخلاق و ظاهر و اینا رو داشته باشه حداقل.

یا اخلاقی ریده

یا ظاهری ریده

یا روحی روانیش به فاک رفته.

یا کلا با من اوکی نمیشه.

++وابسته میشم زود و این زنگ خطریه برا من.

حتی اگه روابطم کوتاه باشن بازم وابستگیم خیلی زیاده.

برا همون دارم میترسم از رابطه، که اگه فرضا 1 سال تو رابطه باشم و بهم بخوره، یه جوری به گا میرم که خود خدام نمیتونه نجاتم بده.

273. آشنا شدن همانا، تمام شدنش همانا - +18

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

272. آدم سمی

+ادامه دار شدن این وضعیت هی داره قلقلکم میده برم به اون آدم سمیه پیام بدم چطوری و فلان

در صورتی که میدونم اصن آدم مناسبی نبود

271. +18

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

270. تعطیلات

+میخواستم امروزم برم کوه، ولی یه خرده پشت پام درد میکرد، دیگه نرفتم.

++کلا حالم از روزای تعطیل بهم میخوره. کار خاصی برا انجام دادن ندارم. اکثرا تو گوشیم. برا همینه این کوهو آوردم وسط حداقل یه تکونی بدم به خودم.

خیلی سرم تو گوشیه و به جاش خیلی کارا میتونم بکنم ولی خب دوباره این عن شد بلای جونم.

ازونجایی که دوربرم آدم زیاد نیست، بیشتر کارکرد گوشی داشتن ارتباط اجتماعیه.

اگر چندتا دوست پایه داشتم، و یه دوست دختر در کنارش، قطعا سرم کمتر تو گوشی میبود. قبلا تجربش رو داشتم و دیدم که همچنی اتفاقی می افته.

ولی خب الان؟ هیچ.

 +++یه پست +18 میخوام بزارم البته رمز دار. رمزو میدم پیام بدید.

269. دلگیر

+دلگیرم از یه سری دوستام

دوستایی که انگار دوستن ولی تا خبر نگیری، تا نری سمتشون، نمیان سمتت، یادی ازت نمیکنن، اصن تو رو فراموش میکنن

دوستیای یه طرفه

رفیقی که پیش تو حال نداشت، هیچ جا نمی اومد، هیچ وقت سعی نمیکرد باهات خوش بگذرونه. 

همیشه خسته بود، همیشه دوست داشت بپیچونتت.

ولی الان چی؟

همیشه در حال تفریح کردن با رفیقای جدید، خوش گذرونی و ... .

سگ برینه به این جور آدما و این رفاقتا.

سگ برینه

++نخواستم. دوست نمیخوام.

تنهایی بهتره، میدونی خودتیو و خودت. تری‌ هم به زندگیت بخوره، خودت زدی نه یه اسکول دیگه.

+++هیچوقت دوستی نداشتم که فقط و فقط دوستم باشه. بدون هیچ چشم داشتی.

++++حس پس زده شدن دوباره داره اذیتم میکنه...

268. روزمره زده

+خبر خاصی نیست

دچار روزمرگی شدم. 

حس میکنم دارم درجا میزنم.

چیز جدیدی خیلی وقته یاد نگرفتم و این آزارم میده.

فکر آینده و شغلم که بمونم نمونم و .... کلا همه چی داره آزارم میده. 

حس میکنم خیلی وقته دستاوردی نداشتم و این هم آزارم میده.

++کوه رفتم اون روز، با چند نفر میشد رفیق شد ولی حرکتی نزدم.

حتی یه دختره بود زیااد نگام میکرد، خوشگلم بود ولی چندتا چندتا سیگار کشید جلوم. منم حرکتی نزدم خوشم نمیاد از سیگاری کلا.

البته هی میگم که خب میرفتی حرف میزدی چیزی نمیشد که و فلان. از دست نمیدادی و اینا.

خلاصه که برگشتم.

همین.

+++خستم.