خانه عناوین مطالب تماس با من

زندگیِ من

زندگیِ من

دسته‌ها

  • ویدیو 3
  • نکات مهم در مورد روابط اجتماعی 5
  • علایق من *__* 1
  • برنامه ریزی، کار، آینده 1

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • 313. دیوونه خونه
  • ۳۱۲
  • 311. کماکان نت بی نت
  • 310.پدرسوختگی
  • 309
  • 308. جمعه
  • 307. یورتمه رفتن از عجایب ایشان بود
  • ۳۰۶. کاوه آفاق - شال
  • 305
  • ۳۰۴

بایگانی

  • بهمن 1404 8
  • دی 1404 24
  • خرداد 1404 1
  • اردیبهشت 1404 1
  • آبان 1403 1
  • مرداد 1403 2
  • خرداد 1403 1
  • دی 1402 1
  • تیر 1402 3
  • خرداد 1402 5
  • اردیبهشت 1402 12
  • فروردین 1402 19
  • اسفند 1401 3
  • بهمن 1401 9
  • دی 1401 5
  • آذر 1401 3
  • آبان 1401 13
  • مهر 1401 17
  • شهریور 1401 9
  • مرداد 1401 5
  • تیر 1401 5
  • خرداد 1401 8
  • اردیبهشت 1401 6
  • فروردین 1401 5
  • اسفند 1400 13
  • بهمن 1400 15
  • دی 1400 1
  • آذر 1400 1
  • آبان 1400 5
  • مهر 1400 3
  • شهریور 1400 5
  • مرداد 1400 1
  • تیر 1400 1
  • خرداد 1400 2
  • اردیبهشت 1400 1
  • بهمن 1399 2
  • دی 1399 2
  • آذر 1399 1
  • مهر 1399 1
  • تیر 1399 4
  • خرداد 1399 1
  • اردیبهشت 1399 4
  • فروردین 1399 4
  • دی 1398 1
  • آذر 1398 17
  • آبان 1398 3
  • مهر 1398 4
  • شهریور 1398 3
  • مرداد 1398 8
  • تیر 1398 3
  • خرداد 1398 6
  • اردیبهشت 1398 14
  • فروردین 1398 13
  • اسفند 1397 14
  • بهمن 1397 18
  • دی 1397 26
  • آذر 1397 13
  • آبان 1397 29
  • مهر 1397 14
  • شهریور 1397 26
  • خرداد 1397 37
  • اردیبهشت 1397 113
  • فروردین 1397 125
  • اسفند 1396 43

جستجو


آمار : 45093 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • [ بدون عنوان ] شنبه 8 دی 1397 17:59
    +یه دلیلی داشت قسمت نظراتو بسته بودم :/ دوباره بستمش.
  • این جمعه غم انگیز ناگهان زیبا میشه! جمعه 7 دی 1397 23:08
    +این فیلم the green inferno رو دیدم خیلی خوب بود! ازین فیلمای چندشی که همدیگرو می خورن زنده زنده و این حرفا *__* می دونم قطعا یه بخشی ازم اتصال موتاه کرده که ازین جور چیزا خوشم میاد ^__^ +واااااااااای نقش اول یه دختره ست به اسم Lorenza Izzo *__* خیلی خوبه!!!! بازیش تو فیلم Knock Knock رو هم دیده بودم قبلا، اینجا هم...
  • Current mood :/ جمعه 7 دی 1397 15:01
    دلم گرفته فک کنم سندرم عصر جمعه گرفتم :/ دوست ندارم برم دانشگاه، که می تونم نرم واقعا. دوست دارم برم بچرخم و حال کنم و اینا بدیه قضیه اینه که نزدیک امتحاناست -___- +دوست دارم برم کنار بخاری، زیر پتو، مچاله بشم چراغ هم که خاموشه، هوا هم ابریه، خونه نیمه تاریکه. فضا،آهنگی که داره پلی میشه، نفسایی که میکشم، همه دلگیرن......
  • تف توش دوشنبه 26 آذر 1397 21:21
    +نه تنها از چیزی که بدت میاد سرت میاد، حتی بدتر از اون، از چیزی که متنفری هم سرت میاد قطعا. ایناها، من، خود من نمونه ی زنده شم. بدم میاد از اینکه مسخره بشم به یه طریقی، یا بیچونده بشم، ولی here we go every time! ، بازم داره سرم میاد. چه کنیم دیگه، فقط می تونم بگم تف توش
  • [ بدون عنوان ] جمعه 23 آذر 1397 16:41
    ارایه، درس نخونده، تمرین اوووف یه عالمه کار سرم ریخته حالمم زیاد خوش نیست به خیر کنه خدا
  • احساس غم... پنج‌شنبه 22 آذر 1397 21:22
    +حالم خوب نیست نمی دونم چرا. شارژ نیستم. با این وجود حال همه رو دارم می پرسم، ولی دریغ از اینکه یکی حالم رو بپرسه. ممنون واقعا، رفقای خوبی دور و بر خودم جمع کردم. فک نکنم تا حالا کسی، قبل اینکه من حال کسیو پرسیده باشم، حالمو پرسیده باشه. یه جوری میشم وقتی دارم این متن رو می نویسم. قلبم یه تیری میکشه که تا دست چپم...
  • بی شرفا... دوشنبه 19 آذر 1397 23:48
    +امروز به یقین رسیدم که همه چی هست تو این مملکت، پول، سرمایه، نیروی کار، فقط چیزی که نیست 4 نفر آدم با شرفه. یعنی تف. تو همین دانشکده که اساتید می نالن آی فلانه، بهمانه، پول نیست، همه دزدن تحریمیم، مواد اولیه گرونه و این کوفت و زهر مارها. بعد همین پدر سگا، همین بی پدرا، مثل زالو افتادن رو دانشگاه و سرمایه و ... همین...
  • [ بدون عنوان ] شنبه 17 آذر 1397 20:43
    +چقدر کار ریخته رو سرمممممممممم
  • اون کلاغ تو اون خیابون... یکشنبه 11 آذر 1397 22:55
    +چرا فکر می کنم مثلا چرا فلان کلاغ کنار فلان خیابون آفریده شده؟؟ چرا قضیه رو پیچیده می کنم؟ یه لحظه به خودم باید بیام و بگم عه، شاید اون کلاغ آفریده شده تا اون لحظه اون جا باشه که من ببینمش و ازش لذت ببرم، همین! میشه سخت فکر نکرد، مگه نه؟؟
  • [ بدون عنوان ] شنبه 10 آذر 1397 01:24
    +صبح امتحان... استرس دارم ولی کشنده نیست. خودمو اذیت نمی کنم که چرا نخوندم و خودخوری و اینا راضیم از خودم... خدا رو شکر، شکر شکر...
  • شب امتحان! جمعه 9 آذر 1397 21:04
    +همین الان در شب عزیز امتحان تشریف دارم ^___^ اشکال نداره، فوقش کسشر می نویسم براش بخونه 4 ساعت بخنده
  • ترشحات آخر شبی... سه‌شنبه 6 آذر 1397 23:34
    +حالا که می بینیم من بیشتر آدمِ تنهایی های دو نفره م تا جمع های چند نفره، البته که خیلی بستگی داره چه کسایی تو اون جمع باشن. مخصوصا اگه آدمایی باشن که به دیگران تیکه میندازن تا خودشون رو بیارن بالا و چُس کنن اصطلاحا جلو دیگران تنهایی های دو نفره میخواممم. به نظرم من بیشتر درون گرام تا برون گرا. موقع هایی که اطرافم...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 6 آذر 1397 22:45
    +یه جوریم ولی حوصلشو ندارم ازش بنویسم...
  • رفته... یکشنبه 4 آذر 1397 13:15
    +اینکه آدم یکی رو که رفته به خودش یادآوری کنه، دنبال نشانه هاش باشه، عکسشو ببینه، بره تو صفحه ش، بره تو وبش، آهنگایی که اون دوست داره رو گوش بده و .... مثل این میمونه که هر روز بره قبرستون، قبر یکی رو که میخواد فراموش کنه ببینه، بشورتش و بشینه ساعت ها بهش فکر کنه. با هر بار شستن قبرش، یادشو برا خودش تازه میکنه و...
  • ترشحات آخر شبی... شنبه 3 آذر 1397 22:12
    +هیییییی زندگی تکرار میشه، تکرار تکرار تکرار.... دوست دارم الان بغلم بودی، چراغا خاموش بود و داشتیم فیلم میدیدم. نور تلویزیون دوتامون رو روشن کرده، ولی نه اون قدر... دستمو حلقه کردم دور گردنت. آروم پوست لطیفتو نوازش کنم. تو سرتو تکیه دادی رو شونه های من موهات روی صورتم ریخته شدن خیلی نرم ان، موهای خرمایی رنگت خیلی نرم...
  • تولد دوباره ... جمعه 2 آذر 1397 00:40
    +اون روز که داشتم روی تردمیل می دوییدم، یه لحظه فکر کردم که همین لحظه، همین جا، موقعیه ای و جایی هست که دوباره متولد شدم. 27 آبان سال 97 رو دوست دارم از این به بعد برا خودم جشن بگیرم، لحظه تولد دوباره م. لحظه ای که یه دفعه به عقب نگاه کردم و دیدم در عرض چند ماه گذشته، چقدررر زندگیم عوض شده. کار می کنم، ورزش می کنم،...
  • [ بدون عنوان ] جمعه 25 آبان 1397 21:10
    +حرفی نیست، همین طوری داریم میریم جلو. خوبه دیگه درجا نمی زنم حداقل...
  • استاد راهنما! جمعه 25 آبان 1397 16:41
    +ولی داشتم در مورد ویژگیای درونگراها و برونگراها می خوندم، نوشته بود که درون گراها از تنهاییای خودشون انرژی میگیرن، ولی برونگراها از توی جمع بودن و اینا. بعد برگشتم به خودم و دیدم با این اوصاف من دو زیستم
  • [ بدون عنوان ] جمعه 25 آبان 1397 16:36
    +تو آزمایشگاه تو دانشکده نشستم :/ لنگام رو هواست و تکیه دادم به صندلی و دارم نسکافه میخورم. به خودم میگم چی از این بهتر که تو غروب جمعه، تنها باشی و به هیچی فک نکنی؟؟؟
  • [ بدون عنوان ] جمعه 25 آبان 1397 10:02
    +میخوام بنویسم ولی تنبلیم میشه...
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 24 آبان 1397 13:24
    یه پنج شنبه، یه خواب طولانی، یه استراحت کافی...
  • منو بارون!! دوشنبه 21 آبان 1397 23:51
    +آقا جاتون خالی! رفتم زیر بارون قدم زدم اینقدررررر خیس شدم که نگوووو! حال و فاز داد بسیاررررررر همچین حس و حالی رو براتون آرزومندم :)) شبتون عالیییی!
  • Clocks-Coldplay یکشنبه 20 آبان 1397 11:46
    +وااااای این آهنگ جِرم میده به معنای واقعی کلمه... Clocks - Coldplay +اصن هم Lyrics شو نگاه نکردم و نمی دونم داره چی میگه، ولی یه حس دلتنگی عجیبی میده بهم. اصن ملودیش عالیه، خیلی عجیبه تا حالا نشنیده بودمش. آدم گوشش میده انگار بعد از یه عشق طولانی کات کرده و اینا. لعنت بهت Coldplay، لعنتتتتتتت
  • [ بدون عنوان ] شنبه 19 آبان 1397 23:34
    +Daft Punk! عالیه‌ن! فکر نمی کردم اینقدرررر آهنگ خوب داشته باشن. گوش بدین بهش.
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 17 آبان 1397 13:35
    +زیادی تو نت بودم این اواخر کمترش می کنم...
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 17 آبان 1397 01:34
    +دوست دارم فقط بنویسم. فقط و فقط و فقط بنویسم...
  • از لحاظ استاد راهنما! چهارشنبه 16 آبان 1397 13:17
    +تا حالا استاد راهنمایی داشتین که بیاد و بشینین و به مدت چندین ساعت فقققط بخندین؟؟! اصلا استادی داشتین در مورد روابط دختر پسر و اینا صحبت کنه؟؟ بعد بگه که این آخو.ندا دخترایی که می تونستن پیش شما باشن رو از شما دزدیدن و برا خودشون برداشتن؟؟؟ وقتی یه حرفی میزنه و ذهنای ما هم که ماشالا منحرف، اونم بگه: "هااااا،...
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 16 آبان 1397 13:01
    +لوییس سوارز، یکی از منفورترین بازیکنایی که دیدم. با اون دندوناش :/ یعنی بیشتر از این حالم نمی تونه ازش به هم بخوره :||
  • امروز سه‌شنبه 15 آبان 1397 17:41
    +از اون روزا بود که هم تجربه های جدید داری هم یه چندتا مورد بدبیاری، با هم. در کل خوب بود به نظرم. امروز برا 36 نفر تو آزمایشگاه دستگاه رو کامل توضیح دادم. استاد مربوطه ورداشته بود همه دخترا رو ریخته بود تو یه گروه، اونم گروه اول :|| و اونام که اومدم پشمامممم ریخت! همه یه دست مانتو سیاه! اصلا یه جوری بود. بعدم با یکی...
  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 14 آبان 1397 00:25
    +یکیم نیست این موقع شب باهاش بحث کسشر کنیم و وقت بگذرونیم :/
  • 763
  • 1
  • ...
  • 11
  • 12
  • صفحه 13
  • 14
  • 15
  • ...
  • 26