-
بی برنامه
پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397 14:02
+اه اه بازم عادتای مزخرف. چیکار کنم باهاشون. البته علت همه اینا و راه حلشون رو میدونم. فقط برنامه ریزی. همین. باید کاغذ برنامه ام رو همراهم همه جا داشته باشم. یه جوری بچسبونمش به خودم!
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 21:40
+آخ آخ دوباره وقت تلف نکنیم صلوات. که البته دارم تلف می کنم. فردا هم قراره برم مصلی، نمایشگاه کتاب. خدا به خیر بگذرونه.
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 15:31
+آهنگ مناسب حس و حال الانم :)))) لینک آهنگ
-
خواب آروم
چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 14:01
+دیشب یکی از آروم ترین خواب هام در عرض چند ماه اخیر رو تجربه کردم. یه حس خلاء خوب. خود به خود 5 صبح از خواب بلند شدم! اینقدر جیغ زده بودم صبح بلند شدم احساس کردم مریض شدم چون صدام بدجور گرفته بود!!! اصن دوست دارم پرواز کنم!!!!!!!!!!!!
-
پسر....!
چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 13:58
+آدم باید بعضی ازرفتارایی رو که فکر میکنه خوبن و همیشه دوست داره انجام بده، از دیگران ببینه تا به عمق چِندش بودنشون پی ببره. دیشب حد رذیلت رو دیدم تو رفتار پسرا وقتی دختر می بینن. بعد از شام، من باید برمی گشتم خونه. بعضیا ماشین داشتن. طرف یه تعارف معمولی هم نکردبه من، ولی از دختره پرسید کجا میری؟ اونم گفت تو مسیر شما...
-
کودک درون
چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 13:49
+این که هرکی یه بچه 5 ساله درونش داره زندگی می کنه، درِش شکی نیست. بعضی وقتا احساس می کنم این بچه می خواد بدنم رو پاره کنه بیاد بیرون هر کاری که دوست داشت بکنه، بپره بالا پایین، تیکه بندازه به این و اون، به دیگران ضرر بزنه و ... اما میشه یاد گرفت کنترل شده به نیازش پاسخ داد بدون اینکه کسی آسیب ببینه، چه خود آدم، چه...
-
امشب!
چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 01:26
+امروز، استاد راهنمام دانشجوهاشو دعوت کرده بود به شام، همراه با موسیقی زنده!!! خیلی خوش گذشت، هم خوانی با خواننده و دست و جیغ. صدام گرفته این قدر جیغ زدم! فقط نشد پاشیم برقصیم. خیلی دلم میخواستا ولی خب نه جاش بود، نه میشد جلو استاد راهنما رقصید! +کلا یه انرژی تخلیه نشده داشتم که تا حدی تخلیه شد ولی هنوز مونده. اون...
-
حرکت چِندشی
سهشنبه 11 اردیبهشت 1397 18:37
+صاحب دوست دختر میشید، عن نشید. یا وقتی دوست دخترتون نیست، نچسبید به آدم و وقتی هست، سریع از کنار آدم رد نشید. چِندشا، تباه ها.
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 11 اردیبهشت 1397 13:16
+ جووووووون داره از خودم خوشم میاد
-
کار مثبت امروز!
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 23:53
+بالاخره امروز بعد از سالها نشستم یه سری از ایده هامو نوشتم، بعضیاشون خوبن بعضیاشون نه. برا بعضیاشون باید یه سری مهارت دیگه هم یاد بگیرم. یک عالمه ایده هم قبلا اومده بود تو ذهنم که متاسفانه ننوشتم و الان یادم نیست. خوب بود در هر صورت تنبلی رو گذاشتم کنار. نکته مهم : هر چی ایده میاد تو ذهنتون بنویسید.
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 15:24
+هر لحظه دارم مچاله میشم. می دونم بعضی از دلایلم درست نیست برا رابطه، ولی رابطه نداشتنم داره دیوونم میکنه. یعنی کم کم داره میشه عقده! برا همین من سعی می کنم نه نگم به نیازم و ازش یه سد نسازم که هر لحظه بیشتر پشتش آب جمع بشه و یه دفعه، مثل الان، زندگیم رو غرق کنه. خیلی منعطف تر برخورد خواهم کرد با قضیه.
-
هوای عالی!!!!!
یکشنبه 9 اردیبهشت 1397 22:48
ولی از هرچی بگذریم، از این هوای بارونی عالی دونفره که نمی تونیم بگذریم
-
بحث با یه دوست
یکشنبه 9 اردیبهشت 1397 22:46
با یکی دوستانه حرف میزدم، پرسید ازم تا حالا رابطه داشتی؟ اصلا ابراز علاقه به کسی کردی؟ گفتم نه از تعجب داشت شاخ درمیاورد. +اینقدر عجیبه که یه پسر تو سن من تا حالا رابطه نداشته؟ یا من عقب افتادم از جمع؟
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 9 اردیبهشت 1397 22:44
+باز غذام سوخت-_-
-
یه آهنگ
یکشنبه 9 اردیبهشت 1397 18:38
این آهنگو قبل از اینکه بیام تهران گوش میدادم، میشه گفت شهریور سال 92، بعد از کنکور و قبل از اومدن به دانشگاه.... هربار بهش گوش میدم واقعا منو میبره به اون موقع ها. قشنگ انگار تمام احساسات و ... اون موقع توی این آهنگ جمع شده و بهش گوش میدم اجرا میشه و همونا رو دوباره حس می کنم. خیلی خیلی خوب بود. شروع یه تجربه فوق...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 9 اردیبهشت 1397 02:14
+حقیقتا دیالوگای فیلم Blue is the warmest color رو یا نفهمیدم یا یادم نیست یا هر چی، اما وقتی به رفتارا، احساسات و ... نگاه می کنم واقعا کیف می کنم. چقدر این فیلم پر از احساسه، چقدر درگیرت می کنه. چقدر طبیعی بازی می کنن! البته موضوعش رو شاید بعضی ها نپسندن.
-
امروز هم....
یکشنبه 9 اردیبهشت 1397 02:03
+امروز چرا به تلف کردن گذشت؟ -آها یادم اومد چون برنامه نداشتم
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 9 اردیبهشت 1397 00:31
+کم کم دارم وارد یه سری جمع هایی میشم. مثل گروه های دانشجویی که قطعا باعث بزرگ شدن دایره ارتباطاتم میشه که خیلی خیلی میتونه مفید باشه برام.
-
داره نزدیک میشه
شنبه 8 اردیبهشت 1397 23:47
آخ ماه رمضون غروبش بیحالیای نزدیک اذان افطار چای شیرین سنگینی بعدش سحراش احساسای خوبش +مذهبی بودم اما الان نه. ولی در هر صورت خیلی خوشم میاد از این ماه کل این ماه کار کردن تو یه سری عادتای پایه ایه. آدم میبینه که عادتای پایه ایش رو وقتی تغییر میده، این تغییر تو قسمتای مختلف زندگیش گسترش پیدا میکنه. ولی واقعا خود...
-
Lana Del Rey - Summertime Sadness
شنبه 8 اردیبهشت 1397 19:09
یه چند روزیه درگیر این شدم... Lana Del Rey - Summertime Sadness
-
آشتی با خود...
جمعه 7 اردیبهشت 1397 17:36
+کم کم دارم به این نتیجه می رسم، که عمده مشکلات، افکار مزخرف و ... به خاطر اینکه با خودم قهر کردم. با جسمم، با روانم، انگار بدم میاد ازشون. دوست دارم تو یه کالبد دیگه باشم. با جسمی که برا خودمه دعوا دارم. و دقیقا یه سری از افکاری هم که دارم به این خاطره که دنبال یکیم بیاد به من حس خوب بده، حس خوبی که می تونم با آشتی...
-
کتاب مورد علاقتون رو معرفی کنید! - پست ثابت
جمعه 7 اردیبهشت 1397 12:37
این پست ثابته! +خب کم کم داریم به نمایشگاه کتاب نزدیک میشیم. دوستان کتابایی که فکر می کنن خوبن، تو هرررررررررررر زمینه ای! رو معرفی کنن تا هم من و هم دوستان دیگه استفاده کنن. من تو ذهن خوذم کتاب خاصی ندارم ولی از دوستان دیگه می پرسم و همین جا اضافه می کنم.
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 7 اردیبهشت 1397 03:40
بیدارم، الکی. نمی دونم، لج می کنم با خودم یا چی.
-
آهنگ قدیمی
پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 22:37
همه چی خوب بود اون موقع ها.... شادمهر-تقدیر
-
امروز
پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 20:16
+دیروز عینکمو دادم شیشه هاشو عوض کنن و تاکید کردم که حتما تا امشب حاضر شه چون بدون عینک سردرد می گیرم. عینک ساز هم گفت اوکی. زنگ زدم میگه موقع کار شیشه ش خراش برداشت و آماده نمیشه تا شنبه ظهر!!! علاوه بر اینکه از زندگی می افتم، سر کلاس هم باید بدون عینک برم که عملا کور خواهم شد -_- هیچی دیگه پاشدم رفتم اونجا، طرف گفت...
-
امشب
پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 00:05
+امشب بیرون رفتم با دوستان خوابگاهی. خیلی خوش گذشت، فقط چرت و پرت گفتیم و کارای خاک برسری کردیم. نیاز داشتم واقعا به همچین چیزی. در مورد چیزای مختلفحرف زدیم: سربازی، کار، دانشگاه ، اپلای و ... افکار مختلف رو شنیدم. کمک می کنه به نتیجه گیری... +رفتم پیش یه چشم پزشک دیگه. گفت تا قبل ۲۵ سالگی، اصلا نباید صبر کرد تا دید...
-
بدیهیات!
چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 10:40
+بدیهیات: اگه سرم درد گرفت، می تونم ماساژش بدم و بهتر بشه! چقدر بدیهی!!! نمی دونم چرا به جای اینکه دنبال راه حل باشم، شروع به فاجعه سازی می کنم و با خودم لج می کنم. یعنی می مونم تو همون وضعیت. +فهمیدم آدم باید بدن خودشو دوست داشته باشه. نمی دونم چرا حس بد نسبت بهش داشتم. خب روح من تو همین بدنه، این بدنه من سخت افزاریه...
-
بازی امشب
چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 01:23
فوتبال چقدر خوب بوده من نمی دیدم قبلنا! امشب عالی بود فوتبال. اصلا چشم نواز. هیچیم قابل پیش بینی نبود. جالبه آدم بازی رم رو میدید می گفت اینا چرا بازی بلد نیستن. آخرا که ورق برگشت، دیدم نه چقدر خوب بازی میکنن. خب این چه نتیجه ای میده؟؟ نتیجش اینه که جو یا طرز تفکر یا ... خیلی رو عملکرد تاثیر میزاره. پس مشکل از خودشون...
-
عجب گیری کردیم
چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 01:11
+از اون شباست که فقط غلت میزنم و خوابم نمی بره. یه فشاری رو پیشونیم هست، اذیتم میکنه نمیزاره بخوابم. انگار که عصبانیم. نمی دونم. ماله کم خوابیه دیشبه. الان دارم سرمو ماساژ میدم ببینم درست میشه یانه.
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 4 اردیبهشت 1397 18:17
جوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون