خانه عناوین مطالب تماس با من

زندگیِ من

زندگیِ من

دسته‌ها

  • ویدیو 3
  • نکات مهم در مورد روابط اجتماعی 5
  • علایق من *__* 1
  • برنامه ریزی، کار، آینده 1

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • 313. دیوونه خونه
  • ۳۱۲
  • 311. کماکان نت بی نت
  • 310.پدرسوختگی
  • 309
  • 308. جمعه
  • 307. یورتمه رفتن از عجایب ایشان بود
  • ۳۰۶. کاوه آفاق - شال
  • 305
  • ۳۰۴

بایگانی

  • بهمن 1404 8
  • دی 1404 24
  • خرداد 1404 1
  • اردیبهشت 1404 1
  • آبان 1403 1
  • مرداد 1403 2
  • خرداد 1403 1
  • دی 1402 1
  • تیر 1402 3
  • خرداد 1402 5
  • اردیبهشت 1402 12
  • فروردین 1402 19
  • اسفند 1401 3
  • بهمن 1401 9
  • دی 1401 5
  • آذر 1401 3
  • آبان 1401 13
  • مهر 1401 17
  • شهریور 1401 9
  • مرداد 1401 5
  • تیر 1401 5
  • خرداد 1401 8
  • اردیبهشت 1401 6
  • فروردین 1401 5
  • اسفند 1400 13
  • بهمن 1400 15
  • دی 1400 1
  • آذر 1400 1
  • آبان 1400 5
  • مهر 1400 3
  • شهریور 1400 5
  • مرداد 1400 1
  • تیر 1400 1
  • خرداد 1400 2
  • اردیبهشت 1400 1
  • بهمن 1399 2
  • دی 1399 2
  • آذر 1399 1
  • مهر 1399 1
  • تیر 1399 4
  • خرداد 1399 1
  • اردیبهشت 1399 4
  • فروردین 1399 4
  • دی 1398 1
  • آذر 1398 17
  • آبان 1398 3
  • مهر 1398 4
  • شهریور 1398 3
  • مرداد 1398 8
  • تیر 1398 3
  • خرداد 1398 6
  • اردیبهشت 1398 14
  • فروردین 1398 13
  • اسفند 1397 14
  • بهمن 1397 18
  • دی 1397 26
  • آذر 1397 13
  • آبان 1397 29
  • مهر 1397 14
  • شهریور 1397 26
  • خرداد 1397 37
  • اردیبهشت 1397 113
  • فروردین 1397 125
  • اسفند 1396 43

جستجو


آمار : 45103 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • [ بدون عنوان ] شنبه 18 فروردین 1397 23:54
    انگار‌ نه انگار درس داریما!! منم کم نیاوردم، نشستم هر چی‌ فوتبال نشون داد نیگا کردم قهرمانی پرسپولیس هم مبارک!!! چشتون در اومد اس.تق.لالیا؟؟ قهرمانی رو دبل نکرده بودیم که کردیم. ایشالا هتریک قهرمانی!! منچستر سیتی و یونایتد رو تا نیمه اول دیدم، که دوتا خورد یونایتد. یه دفعه آخر بازی دیدم سه، دو جلوعه یونایتد. برگای آدم...
  • تناقض شنبه 18 فروردین 1397 23:03
    تو یه کتابه نوشته بود وارد رابطه شدن با کسی وقتی‌ درسته که سرشار از عشق شده باشید، و بخواهید اون رو با یکی دیگه سهیم بشید. از طرفیم نوشته بود نباید برای پر کردن تنهایی و التیام روحی خودتون و از بین بردن بی هدفی، وارد رابطه بشید. خوب من الان به هر دوشون دچارم، هم آمادم، هم آماده نیستم. و تناقض هم همیشه اذیت می کنه...
  • من از سال پیش تا الان شنبه 18 فروردین 1397 23:02
    هربار که بیشتر از اینا می نویسم، انگار بیشتر خودمو میشناسم. همی موقع ها سال پیش، تو افکارم خودم غرق می شدم، نمی تونستم بیانشون کنم. برا خودم فکر و خیال می کردم. اذیت می شدم. توی خودم می ریختم. حرف زدن با دختر؟؟ اصلا. مگه می تونستم. توانشو نداشتم. حتی پشت نت. با همین افکار شبا می‌خوابیدم، صبح ها بلند می شدم، بدون اینکه...
  • حس خوب! شنبه 18 فروردین 1397 22:46
    توصیه دوستمون مبنی بر نوشتن مساوی است با تخلیه شدن راستی راستی جواب میده ها! واو، مغزم باز شد بعد نوشتن اون پست. خیلی جالبه! البته خود دوستمون تاثیر غیرقابل انکاری داشتن. اینم بگم. یه جایزه داری می تونی درخواست کنی. بگو چی میخوای:) یه چی بگو که قابل تهیه باشه از پشت نت :))))
  • [ بدون عنوان ] شنبه 18 فروردین 1397 20:47
    خخخخخخ خیلی چرت عاشقانه می نویسم، مگه نه؟؟ :))) من منتظر موردم، اون وقته که یه جور عاشقانه طور‌می‌نویسم میخکوب بشید و بشینید زار زار به خاطر عشق نداشتتون گریه کنید. حالا واستید.
  • هوای دو نفره! شنبه 18 فروردین 1397 19:58
    ولی این هوا، هوای دو نفرست! بابا نخواستم نیمه گمشده. نیمه گمشده من خودش نیمه گمشده یکی دیگست!! الان کجایی عزیز دل من؟؟ پاشو بیا بریم قدم بزنیم. به قول افشین، لیسانس میسانسو بیخیال، بیا پاشو بریم زیر این بارون، زیر این ابرا، دست همو بگیریم. منو می بینی، هر دفعه از کنار این پارکا رد میشم، مخصوصا پارک لاله، تو دلم خالی...
  • [ بدون عنوان ] شنبه 18 فروردین 1397 19:06
    این آمارگیر سمت چپ چرا‌ پرید یه دفعه :|
  • محبت شنبه 18 فروردین 1397 17:34
    محبت، چیزیه که الان می خوام. از ته دلم میخوام. محبت میخوام تا این گرفتگی دلم باز شه. این سنگینی رو دلم کم شه. امیدوار شم. هوا بارونیه. آینده، سیاهه. ترسی تو وجودمه، ترس از آینده. انگار‌ که خودم برا خودم شرط گذاشتم. انگار یکی ازدرونم بهم میگه: تا محبت نگیری، تا همون احساس خوب رو حس نکنی، باهات راه نمیام. دست و پاتو می...
  • [ بدون عنوان ] شنبه 18 فروردین 1397 13:35
    فکر می‌کردم بعضی چیزا برگشت پذیرن. ولی انگار‌ این چیزی که توش هستم غیرقابل برگشته. این انگار همیشه با منه. هر چی بیشتر سعی کنم ازش دور شم با شدن بیشتری درگیرش میشم. کاش میشد بعضی وقتا، بعضی اشتباها رو نکرد.
  • برنامه 01/17 جمعه 17 فروردین 1397 19:53
  • هوای عالی! جمعه 17 فروردین 1397 19:21
    هوای عالی!! از اون بوهای خوب که وقتی بارون میزنه میاد! نگو شهرستان و یکنواختی اعصاب نزاشته بود برام. اینجا خیلی بهترم. کاشکی زودتر می اومدم. خبری هم از سوسک نیست خدارو شکر! هورا!!! یه خروار درس!!!!
  • [ بدون عنوان ] جمعه 17 فروردین 1397 12:58
    و اما تمیزکاری!!!
  • شاید تکراری باشه اینا جمعه 17 فروردین 1397 07:29
    تعطیلات برای من همین جا تموم شد. و این تعطیلاتم مثل تعطیلاته دیگه، حتی بدتر از اونا گذشت، از حیث استرس و خرد شدن اعصاب. البته هیچ تعطیلاتی به تعطیلات ۲ سال پیش از حیث مزخرف بودن و اعصاب خط خطی شدن نمی رسه. اونجا بود که فهمیدم نخیر، این حالات من اصلا طبیعی نیستحتما منو چشم زدن، اون قدری که رو مخشوم رژه رفتم و اعصابشون...
  • [ بدون عنوان ] جمعه 17 فروردین 1397 07:10
    دیشب واقعا دلم می خواست نق بزنم. مخ یکی رو بخورم فحش بدم فقط یکی رو بزنم. اعصاب تعطیله
  • برنامه 01/16 پنج‌شنبه 16 فروردین 1397 12:19
  • برنامه چهارشنبه 15 فروردین 1397 21:23
  • خصوصیات چهارشنبه 15 فروردین 1397 20:34
  • من و خانواده (رمز همیشگی) چهارشنبه 15 فروردین 1397 15:02
  • چرا؟ سه‌شنبه 14 فروردین 1397 21:28
    چقدر مشکلات دیگران، قابل حل، قابل فهم، ساده، این که چیزی نیست، مسخره، پیش پا افتاده با راه حل های فراوون به نظر میاد، . . . اما مشکلات خود آدم، غیر قابل حل، غیر قابل فهم، پیچیده، مهم، بدون راه حل، بسیار درگیر کننده، بنیادی و ..... هستن.
  • آموخته ها... سه‌شنبه 14 فروردین 1397 18:54
    ولی خب از یه جهاتی هم عید امسال خوب بود... برا بعضی از احساساتم دلیل پیدا کردم، بعضی دیگر رو بهتر شناختم، فهمیدم بی هدفی رو هیچ کس نمیتونهربرام حل کنه، یه سری حرکت زدم که تا حالا نزده بودم، که ضربان قلبم رو میاورد رو ۱۸۰ تا!, و یه سری هم جواب، هر چند بسیار‌کوتاه و خلاصه گرفتم! خب‌آدم عادت میکنه به اینا دیگه، مگه نه :)...
  • عید امسال سه‌شنبه 14 فروردین 1397 16:49
    ولی این عید کلا پشت گوشی خلاصه شد! جز‌ دید و بازدید عید‌ و چندبار باغ رفتن، کلا تو خونه بودم، بر خلاف سالای پیش که حداقل ۲-۳ باری با دوستا میرفتم بیرون. ای بابارا هر سال عید مزخرف تر تموم میشه
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 14 فروردین 1397 14:22
    دوباره داره کرمم میگیره اون لینک پیام ناشناس رو بزارما
  • عجیب نیست؟ سه‌شنبه 14 فروردین 1397 00:38
    همین الان که نشستید یا توی رختخواب هستید، همین لحظه، نگاه به دستتون، به انگشتاتون کنید. انگشتتون رو تکون بدید. دستتون رو باز و بسته کنید. جالب نیست؟ اصلا به این قضیه فکر کردید که چطوری دارید این کارو میکنید؟؟ اصلا لازم نیست کاری کنید، اراده میکنید و اون تکون میخوره یا باز بسته میشه. عجیب نیست؟ بدون اینکه کاری بکنید،...
  • از این آدما دوشنبه 13 فروردین 1397 23:18
    بدم میاد ازینایی که همیشه سعی میکنن خودشون رو موافق جلوه بدن. هر چی رو که میگی قبول میکنن و میگن درسته، درسته با از این شکلکا :)))))) ، :|||||| خب لامصب مخالفت کن بزار‌آدم بحث کنه باهات. شاید اصلا من اشتباه فکر میکنم. بعد پیش یکی‌ دیگه میره که نظرش از زمین تا آسمون مخالفه با نظرت، با اونم موافقه. حال بهم زنا :/
  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 13 فروردین 1397 22:59
    خب‌ ناراحت شدین بیا اینم جبران پست قبلی یه سری مدل موی دخترونه هم هست که باید اسمشو بزارن مدل موی خونه خراب کن
  • زن چیست؟ دوشنبه 13 فروردین 1397 21:23
    زن چیست ؟ موجودی بی نظیر شاهکار خلقت نمایی از قدرت و ظرافت پروردگار و خلاصه ایی از خورشید، ماه , طلا , الماس . . . . . . . اینم آخرین دروغ سیزده بدر من به شما بود خر نشید زن بگیرید :)) البته فعلا من خرم! تا ببینیم چی پیش میاد.
  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 13 فروردین 1397 09:35
    خب باروم نمیشه ۷ نفر پست قبلی رو اصلا باز کردن و دیدن چرت و پرت تر از اینا واقعا نمی تونستم بنویسم!!!
  • چرت و پرت از همه چیز و همه کس... یکشنبه 12 فروردین 1397 21:47
    هی میخوام زور بزن یه چی بگم. چی بگم؟؟ ولی اینم بگم، باورم نمیشد این حجم از اعتراف و مسایلی که فقط تو ذهنم بودن رو اینجا و تو وبلاگ قبلی به اشتراک بزارم. یه حس خوب داره از این طرف که آدم بعضی از اشتباهاتش رو میفهمه... حس بدشم هم به این خاطره که، خب هر کی یه نقابی از خودش ساخته و با اون بین مردم زندگی میکنه. سعی کردن و...
  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 12 فروردین 1397 21:27
    جاستین تیمبرلیک: What goes around comes around قدیمیه ولی آهنگ خوبیه: https://musicpleer.bz/#!1671ac1aff84bfd78c27742759b84a8b
  • بررسی دو ابهام در پست های پاک شده! یکشنبه 12 فروردین 1397 18:24
    الان رفتم اون چند تا پستی رو که پاک کرده بودم با نظراتش رو خوندم. دوست من منظورم از رفتن به دست به آب و خالی کردن هورمونا، همون خالی کردن به صورت +18 نبودا!!! کلا وقتی تو این موقعیتا با فکر کردن به طرف، یه سری هورمون ترشح میشه که ته دلت یه چیزی احساس میکنی. منظورم خالی مردن اونا بود بعد یه چیزی گفته بودم در مورد بچه و...
  • 763
  • 1
  • ...
  • 22
  • صفحه 23
  • 24
  • 25
  • 26