-
شب شد!
دوشنبه 27 فروردین 1397 23:55
+چقدر درس داشتم ولی به بطالت گذشت. یعنی میشه گفت زیاد خوش بودم این چند روز، اصلا درسا یادم نبود. ولی خدایی خوش گذشت. -بریم بخوابیم؟ *باشه! -شب بخیر عزیزم! *شب بخیرعشقم! [از تنهایی در خود مچاله می شود] +خاک تو سرت بدبخت برو بخواب به جا توهم زدن!
-
برفک
دوشنبه 27 فروردین 1397 21:40
+نمی دونم چی شده این تلویزیون برفکی میشه. بدجور میره رو مخ آدم وقتی برفکی میشه. شاید آب رفته تو آنتن؟ شاید. +جالبه اومدن این آلومینیوم ایی که روی آنتن هست رو کندن بردن -_- نمی دونم 2 تیکه حلبی که 100 گرم وزنش نمیشه به چه درد می خوره؟؟؟ اومدن از بالا پشت بوم برداشتن. آخه لامصب چه کاریه؟؟؟ خجالت نمی کشی؟ اون حلبیا به چه...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 27 فروردین 1397 17:31
+کار مفیدی نکردم از ساعت 9 که تقریبا پا شدم. برم ببینم میتونم یه خرده درس بخونم. +هفته بعد یه میان ترم دارم، استادِ بنداز! قشنگ میندازه. خدا به خیر کنه
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 27 فروردین 1397 15:16
+زندگی رو سخت نگیرید. به والله سخت نگیرید. مطمئنم سخت بگیرینش 99% به فنا می رید. چیه می شینید فرمول بندی می کنید زندگی رو؟ فرضیه های عجیب غریب، معیارای سخت برا زندگی و... نکنید. واقعا نکنید. +یه دوستیم داشتم، هم اتاقیم بود. طرف منو به فنا داد، اینقدری که دنبال هدف و .... بود. آخرش بهش گفت سنگ بزرگ نشانه نزدن است....
-
سوخت!
دوشنبه 27 فروردین 1397 14:47
+غذایمان هم سوخت! -نمی دونم چرا هر کاری می کنم غذا مزه نمی گیره. هیچکدومشونا! خلاصه بگم یکی از دلایل ازدواجم همینه که یاد بده چطور غذا بپزم. +اصلا ازدواج کردن الان درسته؟ فک نکنم. فعلا در حد رل باید کافی باشه. باید با روحیاتشون آشنا بشم. خودمم هم بسازم.
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 27 فروردین 1397 11:46
و تو نمی دانی که سی مرغ هستی اما به دنبال سیمرغ می روی
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 27 فروردین 1397 10:53
داستان دوستمون و دوستش داره به جاهای خطرناکی میرسه. خدا به خیر کنه.
-
امشب
یکشنبه 26 فروردین 1397 23:21
+امروز با مترو رفتم تئاتر شهر، نشستم اونجا. چه هوای خوبی! پیاده ولیعصر رو رفتم بالا تا میدون ولیعصر، از اونجا هم تا سر وصال و ازش اومدم پایین، به یاد خاطرات خوابگاه. وای عجب دورانی بود. تکرار نمیشن اون موقع ها. +اصلا وقتی فک می کنم به اون دوران، دلم می گیره. دلم مچاله میشه. چقدر نوستالژی شده برام. همه چیز خوب بود. همه...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 26 فروردین 1397 16:43
+دقیقا، باید از چیزهای کوچیک لذت برد. چرا نباید لذت برد وقتی دلیلی نیست برای لذت نبردن؟ کیف نکردن؟! لذت خواهم برد، قطعا لذت خواهم برد.
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 26 فروردین 1397 12:50
+عذر خواهی می کنم از دوستانی که پیگیر اینجا بودن و یه نظری چیزی میذاشتن یا اصلا فقط نیگا می کردن اینجا رو و این که آدرس جدید ندادم بهشون. ولی هر دفعه همون حس اشباع شدن می گیره منو، هر دفعه، سر هر کاری. شاید به این خاطره که بهترین چیزی نبود که می تونست باشه و باز هم این کمال گرایی مزخرف. +سعی می کنم، اگر خدا و پیغمبر و...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 26 فروردین 1397 10:59
+ماییمو، حرفهای نگفته فکرم پیش حرفایی که با دوستم زدم. از یه آدمی که اون قدر مذهبی بود, همچین حرفایی بعیده. خیلی راحت اعتراف کرد که تو کارشناسی الکی حساس بودیم الکی خودمون رو درگیر یه سری چیزا کرده بودیم، دین، درس و ... ولی چیزای دیگه ای هم بوده که بهشون کم لطفی شده اصلا نمی دونم مشکل من صرفا نداشتن یه هم صحبته یا نه....
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 25 فروردین 1397 23:43
با یه دوستم که هم اتاقی بودیم حرف می زدم. اونم مثل من ک.م.ا.ل گ.ر.ا.ی.ی!!! داره و به فنای عظما رفته. بد دردیه، واقعا بد دردیه! می دونی چرا؟ چون همه چی، هر چی که فکر کنی معذرت می خوام به چپت میشه. عمق فاجعه ست. اون که اول مذهب بوده بعد دست و پا درآورده، الان نماز هم نمی خونه. یعنی بر پدر هر کسی که مروج رفتارای کمال...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 25 فروردین 1397 22:08
ولی به یه جمع شاد نیاز دارم. یه جمعی که فقط بگیم و بخندیم. ازینایی که تیکه و شوخیای جهتدار میکنن و میخوان تخریبت کنن نه. از اینایی که میرن کوه، میرن بیرون، کلا خوشن. از اینا میخوام. یا شبا با ماشین میرن دوردور، خیابون گردی. اصلا یه جا که آدم خودشو تخلیه کنه. داد بکشه، بلند بلند حرف بزنه. با خودم که نمی تونم داد بزنم...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 25 فروردین 1397 21:09
هاهاهاهاهاها +چه خداحافظی دراماتیکی داشتم! آرزوی موفقیت و خوشبختی و اینا هم کردم و کردیم و باز من اینجام!!! قشنگ تصمیمات لحظه ای! خدایا توبه! این که همون لحظه دلیت نمیشه مجبورت می کنه برگردی. بر پدر بلاگ اسکای! یه زمان یادم بود روزی 60 دفعه تلگرامو حذف می کردم دوباره نصب می کردم +وای یه وقت زن نگیرم فرداش پشیمون بشم...
-
میرم ولی قطعا میام
جمعه 24 فروردین 1397 18:07
اول می خواستم حذف کنم وبلاگو ولی دلم نیومد. اینجا یه سری بحثا و نکاتی شده، که شاید الان دوای دردم نباشن، ولی حتما در آینده به دردم می خورن، وقتی که خوبم. میرم، و روزای خوب برمی گردم. میرم و می سازم روزامو. اون موقعست که برمی گردم.
-
نوستالژیک
جمعه 24 فروردین 1397 03:08
و این هم...
-
نوستالژیک
جمعه 24 فروردین 1397 02:46
نوستالژیکه این برا من. قدیمی هم نیستا
-
آهنگ توپ
جمعه 24 فروردین 1397 01:21
چه ویدیویی، چه آهنگی، چه متنی. آدم کیف می کنه. من که مورمور میشم اینو نگاه کردنی و شنیدنی: لینک(با ف.ی.ل.ت.ر ش.ک.ن برین)
-
آپدیت ویژگی های خوب
پنجشنبه 23 فروردین 1397 20:21
-
خواب
پنجشنبه 23 فروردین 1397 11:30
-
عشق است رئال!!
پنجشنبه 23 فروردین 1397 01:25
اوه اوه اوه! میگن یکی رو مسخره رو کنی از دنیا نمیری مگه اینکه خودتم به اون درد مبتلا بشی!!! کم مونده بود حذف شیما! ولی در هر صورت، ویوا رئال!!! عشق است رئال!! اصلا پرستیژ رئالو عشقه! جونم رئال!! عشقم رئال
-
چی بگم؟
چهارشنبه 22 فروردین 1397 20:13
وای این خبرو بخونید. لینک خبر قبلا شنیدم بودم این خبرو ولی جزییاتش رو نمی دونستم. چی بگم؟ چیه این؟ چرا این طوری؟ چی خط قرمزه یه نفرو تعیین میکنه؟ چی تعیین می کنه یکی دست به این کار بزنه یا نه؟ کدوم مشکل حل نشده داشته، چه اتفاقی برای اون مرده افتاده قبلا که همچین کاری کرده؟ همین الان بری به مرده بگی روانی، میگه فحش...
-
دل گرفتگی
چهارشنبه 22 فروردین 1397 17:02
این تهران یه دل گرفتگی داره، یه دل گرفتکی عجیب میده بهت، چرا؟ من که هر دفعه غروبا بیرون بودم کلا تخریب شدم. خیلی خیلی دل آدم می گیره.
-
پوست اندازی
چهارشنبه 22 فروردین 1397 16:53
دلم می خواد رها باشم. انگار پوست اندازی کردم ولی هنوز نمی خوام بیام بیرون. دوست دارم تو کالبد مرده م زندگی کنم... چه تقدیریه؟ در عرض چند ماه بشی یه آدم دیگه. دلت یه چیزایی رو بخواد که قبلا نمی خواد. دلم می خواد خفن باشم، تیپای عجیب بزنم، شبیه این تهرانیای خز بشم. بشینم کنار خیابون ساز بزنم( که البته نه سازش رو دارم نه...
-
آهنگ چه خواب هایی- شادمهر
چهارشنبه 22 فروردین 1397 16:37
دانلود
-
گفتگو من با اون
چهارشنبه 22 فروردین 1397 16:25
-
خانه دختر
چهارشنبه 22 فروردین 1397 16:14
این فیلم خانه دختر رو دیدم. نمی دونم تو همچین شرایطی قرار بگیرم چیکار می کنم. مرز بین تفکر سنتی و مدرن. سخته، در مورد گذشته یکی دیگه قضاوت کردن و انتظار برای قضاوت نشدن.
-
گیج و منگ
چهارشنبه 22 فروردین 1397 14:48
این توهما، این افکار مسخره، این چیزای الکی که داره تو ذهنم رژه میرن از مخم بیرون بیان 3 هیچ جلو می افتم. خودم تشخیص میدم چمه، ولی انگیزه ای برا حلش ندارم. آخه مگه امکان داره؟ همه کس؟ هر کی رو کی می بینی؟ هر کی که از جلوت رد میشه؟ واقعا فکر می کنم یکی نشسته تو ذهنم باهام داره شوخی می کنه. یه چیزای مسخره ای ازم میخواد...
-
بارسا جرواجر شد!
چهارشنبه 22 فروردین 1397 14:15
ولی عجب بازی بود بازی دیشب بارسا و آ اس رم! بارسا رییییید! مسی تون هم هیچ غلطی نتونست بکنه که. حالا هی بگید بهترین بازیکن جهان و فلان و بهمان. با اون مربی مزخرفتون. بازی رفت هم شما گل نزدید، اکثرا گل به خودی بود. اونم از اون پیکه لندهورتون که خیلی مزخرفه. رفته شکیرا که 11 سال ازش بزرگتره گرفته! خب چه معنی میده؟ هیچی....
-
تنها
چهارشنبه 22 فروردین 1397 13:16
دلم می خواد برم تهرانو بگردم. پارکاش، جاهای دیدنیش. ولی تو این جور مواقع یه پایه لازمه. تنهایی فاز نمیده. دوستای دانشگاه هم نمی دونم، یه جورین. سریع قضاوتت می کنن. نچسبن. فقط برا همون دانشگاه کافین. 2 کلمه دردل نمیشه کرد باهاشون. سریع جبهه می گیرن. حالم از اکثرشون به هم میخوره. تنهایی، بدترین درد دنیا. یکی باشه، تو...