-
267. کوه
شنبه 30 اردیبهشت 1402 19:43
+دیگه تقریبا فهمیدم چطور میشه تو کوه رفیق و دوست پیدا کرد. البته هنوز کار دارم ولی خب یکی از راه هاش رو یاد گرفتم ++چه خوب شد این تفریحو یاد گرفتم، حداقل کمتر میشینم خونه عزا میگیرم. +++نوشابه و مایعاد گازدارو فعلا گذاشتم کنار. ++++ ببینم وضعیت چشمم چطوری میشه، دیروز تو طبیعت بودم نصف مشکلاتم یادم رفت. حتی چشمم هم...
-
266. چشمام
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1402 22:40
+یه چند هفته ای حس میکنم چشمم دوبینیش بدتر شده. من چشام قوز قرنیه دارن آخه، یه چند سالی بود خداروشکر ثابت مونده بود. حتی بهمن ماه هم رفتم پیش دکترم گفت دیگه لازم نیست هر سال بیایی و میتونی 2 سال یه بار بیایی. ولی الان حس میکنم دوبینیش بدتر شده. حالا نمیدونم از حساسیت فصلیه که چشام خشک میشه همچین حسی پیدا میکنم یا این...
-
265.هایم
دوشنبه 25 اردیبهشت 1402 21:57
+نمیدونم همیشه یه مدتی پشت سرهم بشدت هایم! نمیدونم دلیلش چیه. الانم تو همون زمانم. گفتم در جریان باشید.
-
۲۶۴. دوست، ذوق
دوشنبه 25 اردیبهشت 1402 18:29
+ من واقعیتش موقعی که باید دوست درست حسابی داشته باشم، نداشتم. الان دوست دارم چندتا دوست پایه داشته باشم، فقط بگیم بخندیم، الکی سرخوش باشیم. ولی همیشه خدا گیر آدم های بی ذوق، آدم های خسته و سن بالا افتادم که دیگه حوصله مسخره بازی نداشتن، حوصله از ته دل قهقه زدن نداشتن، حوصله انجام خیلی کارا رو نداشتن. ++این خیلی سخته...
-
263. این روزام
شنبه 23 اردیبهشت 1402 22:54
+دیروز که جمعه باشه بازم رفتم درکه. البته این سری خیلی بیشتر رفتم و سر از ایستگاه 5 درآوردم. پدرممم در اومد. خیلی سنگین بود برام مخصوصا 1.5 ساعت آخرش که داری میرسی به ایستگاه 5. حالا من کفش کوه خریدم و کلیم به طرف تاکید کردم اینا که رو سنگ لیز نمیخوره و اینا؟ گفت نه خیالت راحت و فلان. بعد 10 بار کم کم لیز خوردم رو سنگ...
-
262. استرس!
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1402 23:05
+استرس گرفتنی خیلی بی قرار میشم. مخصوصا استرس کاری که همین الان نمیتونم کاری کنم در موردش. حداقل باید تا شنبه، یکشنبه یا حتی 2شنبه براش صبر کنم تا کار بره جلو. ++هیچوقت کارایی که از دست من خارجه و نمیتونم کنترلشون کنم دوست نداشتم و نخواهم داشت. +++یا بی خیاله بیخیالم، یا اونقدری استرس میگیرم که حد نداره و دوست دارم...
-
261. تولدم!
دوشنبه 18 اردیبهشت 1402 22:41
+ امروز تولدم بود. 28 فاکینگ سال آیا مسیر درسته؟ راه درسته؟ هیچوقت برنامه خاصی نداشتم برا آیندم. الانم شاید همینه، برنامههای 1 سال، یا 2 ساله فوقش. بلند مدت؟ خیر ممنون. ++آیا باید اپلای کنم/میکردم؟ نمیدونم، هیچوقت بهش درست حسابی فکر نکردم. +++دارم پیر میشم و این آزارم میده. اینکه دیگه فرصت داره کم کم تنگ میشه و دیگه...
-
260. نوشتن
سهشنبه 12 اردیبهشت 1402 20:53
+دوست دارم در مورد یه چیزی بنویسم ولی نمیدونم چی. شما بگید هر چی دوست دارید بگید تا من در موردش بنویسم.
-
259. پارک لاله
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1402 21:09
+رفتم یه مدت خیلی طولانی تو پارک لاله نشستم. مثلا کتاب بخونم. خیلی خسته بودم البته نتونستم چیزی بخونم. البته کلی آدم اومدن رد شدن. چقدررر تیپای عجیب غریب دیدم واقعا. دختر پسر فرقیم نمیکنه. یه تیپایی که تو فیلمام قفل بود واقعا. بعد جالب بود 10 بار میرفتن دور میزدن. نمیدونم حالا چیکار میکردن، دنبال رل بودن یا چی. ++یه...
-
258. کنه اکیپ
یکشنبه 3 اردیبهشت 1402 07:34
+یادم رفت اینو بگم، دیروز تو این اکیپه یه دختره بود خیلی خوب بود. منم که نمیدونستم چیکار کنم، یه خرده سعی کردم نخ بدم و اینا، خیلی ملو. آی کانتکت هم داشتم باهاش تو مسیر میرفتیم یه مرده بهمون اضافه شد آقا مثل یه کنه چسبید به این دختره واقعا مثل کنه. ندیده بودم یه مرد این شکلی رفتارای سطحی نشون بده وقتی از یه نفر خوشش...
-
257. چه روزی بود امروز
شنبه 2 اردیبهشت 1402 22:08
+امروز عالی بود، همینقد بگم بهتون خیلی خیلی هوس کوه کرده بودم صبح بلند شدم اما دیر دیگه ۱۰ و نیم زدم بیرون ۱۱.۵ اینا درکه بودم مثل بمب انرژی بودم با سرعت وحشتناک کوهو میرفتم بالا چقدر صحنه های قشنگ، رودخونه پر آب، درختای بلند بلند اصن یه چیزی میگم یه چیزی میخونید! خلاصه چند ساعت که رفتم بالا دیگه داشتم میبریدم رسیدم...
-
۲۵۶. دایی
جمعه 1 اردیبهشت 1402 00:21
+هم اکنون دایی شدم بالاخره! کاش یه مقدار حس داشتم ولی چیزی تو من مرده نمیدونم...
-
۲۵۵. آهنگای امروز
سهشنبه 29 فروردین 1402 18:49
+ Arcade Duncen Laurence + Arctic Monkeys - Wanna be yours + I wanna get lost with you - Stereophonics ممکنه همون حسی که من میگیرمو شما نگیرید طبیعیه هر لحظه از این آهنگا حس لحظاتی از زندگیمو یادم میره جوری که خیلی واقعیه، انگار دارم دوباره حسش میکنم. گوش دادید بگید از کدوم بیشتر خوشتون اومد و اگه از همین نوع آهنگا...
-
254. کجا آشنا میشید خب!
دوشنبه 28 فروردین 1402 21:24
+من آخه الان تو کجا با کسی آشنا بشم؟ خیابون که نمیشه، خزه سرکارم که نر کدهست اینستا هم که زیادی تنگن همه، فعلا هم دی اکتیوش کردم کوه میرید، کلاس میرید، سفر میرید؟ کجا میرید آشنا میشید؟!
-
۲۵۳. دو راهی سخت
دوشنبه 28 فروردین 1402 20:13
+ بین دو راهی سختی گیر افتادم از یه سمت شغلی که دارم پولش خوبه نسبت به جاهای دیگه ولی کارش زیاد مرتبط به رشتم نیست و بعضی وقتا خودخوری میکنم که دارم فرصت یادگیری رو از خودم دریغ میکنم از یه سمت دیگه میگم استعفا بدم برم یه جا که مرتبط با رشتمه کار یاد بگیرم و اینا، ولی حقوقم ۴۰ درصد کمتر میشه قطعا اول کار موندم چه کنم...
-
252. کتاب در پارک
یکشنبه 27 فروردین 1402 20:27
+خیلی تجربه خوبی بود، یه کتاب برداشتم رفتم پارک لاله خوندن لذت داشت واقعا، بر خلاف انتظارم تونستم غرق بشم توش ++کتابه هم روانشناسیه، تا الانش که خیلی خوب بوده تا آخر بخونم تمریناتش رو انجام بدم خوب بود به شماها هم معرفیش میکنم +++ دوتا پسرم همزمان داشتن از چندتا دختر شماره میگرفتن پشمام ریخته بود خیلی عادی و ریلکس...
-
۲۵۱. بلاگ اسکای سم
شنبه 26 فروردین 1402 22:13
+چقدر سوراخ سمبه داره بلاگ اسکای یه سری وبلاگ پیدا کردم پشمام ریخت اصن طرف با جزییات همه چیو میاد تعریف میکنه مسایل خاک بر سری مثلا خدایا چه خبره! ++چقدر از آدم دروغ گو بدم میاد چقد ازینا که دوست دارن سرتو شیره بمالن بدم میاد چقد ازینا که تو حین حرف زدن فقط کسشر و دروغ generate میکنن بدم میاد آخ اخ حالم ازت بهم میخوره...
-
250. از لحاظ روحی
جمعه 25 فروردین 1402 21:32
+واقعا از لحاظ روحی نیاز دارم برگردم به وقتی که A Star is Born رو دیدم. 17-01-2019 بود چقدر خوب بود اون موقع بیشتر از 3 سال گذشته چقدر تغییرات حالا من که آدم تغییر نیستم اینقدر تغییرات زیاده برام کجا بودم، کجا هستم، و کجا میخوام برم. ابهام، اینکه یه روز حالت بده یه روز خوب. یه سری آهنگ خاطره میسازن برات، بد یا خوب....
-
249. هنوزم که هنوزه یه حس سنگین و سیاه بهم میدی.
جمعه 25 فروردین 1402 16:03
-
248.
پنجشنبه 24 فروردین 1402 17:54
+مردیم از بی رلی این درسته این هوای دو نفره من تک نفره باشم آخه؟؟
-
247.نونوایی
سهشنبه 22 فروردین 1402 20:49
+خدای من، یه دخترو دیدم تو صف نونوایی چقدر ناز بود واقعاا اگه میدونستم چطور تو خیابون مخ میزنن حتما میرفتم جلو منتها خیلی خز میدونم تو خیابون حرکتی زدن رو بقیه میکنن ازین کارا، ولی واقعا نتیجه میگیرن؟؟ من که بعید میدونم ولی خب بازم دوست داشتم ۱ در هزار که آدم از یکی خوشش میاد تو خیابون، میتونستم کاری کنم :(( ++راهکاری...
-
246.
دوشنبه 21 فروردین 1402 23:07
+چقد کصخل زیاد شده تو بلاگ اسکای دارن میشن شبیه ترولای توییتر
-
245. Nostalgia
جمعه 18 فروردین 1402 00:48
Have been listening to not very old but nostalgic songs. Other might not find them nostalgic nor even good to hear, but boy you dont know how many memories I have with these songs. Every single stage of my college life was spent with these songs, and when I hear them, its like going back then and feel the feelings,...
-
244. تغییر
سهشنبه 15 فروردین 1402 21:54
+جالبه برای اینکه اون شکلی که دوست دارم بخوام زندگی کنم، باید تغییر بدم رفتارامو، استایل زندگیمو، زیادتر کنم روابط اجتماعیمو اونم من! اونی که تغییر کردن براش عذاب علیمه. مخصوصا این زیاد کردن روابط اجتماعی رو اصن برنمی تابم. سخته برام، همیشه دوست دارم دوست های محدود ولی صمیمی داشته باشم، چیزی که بهش هیچوقت نرسیدم. مثلا...
-
243. که نیست
دوشنبه 14 فروردین 1402 21:04
+الان نیاز دارم بغلش کنم که مچاله بشه توم، که مچاله بشم توش که عطر موهاش تا تهه وجودم بره که آروم بشم پیشش ++ دریغا که نیست، که نیست
-
242. نتایج
یکشنبه 13 فروردین 1402 22:24
+ به یه سری نتایج دارم میرسم که چیکار کنم ازین وضع بتونم دربیام بیرون اگه جواب داد، اینجام مطرح میکنم، هر چند ممکنه فقط رو من جواب بده نه کس دیگه ++ بلاگ اسکایم جای عجیبیه +++یکی نزدیک ۱۰۰ تا ویو رو برد بالا، آخرم معرفی نکرد خودشو
-
241. ساختار
شنبه 12 فروردین 1402 20:54
+دوست دارم به زندگیم یه ساختار بدم یه ساختار که بدونم تو طولانی مدت باعث پیشرفتم بشه. ولی خب شاید یه مقدار عجولم یهو کارایی که میکنم رو ول میکنم. شاید به خاطر برنامه ریزی نداشتنه. نمیدونم خیلی وقته بیزارم از برنامه ریزی کردن، مدون کردن سیستم زندگیم، اینکه به چی و کجا باید برسم. اصلا به هیچکدوم اینا فک نمیکنم. هی میگم...
-
240. جامانده
جمعه 11 فروردین 1402 20:47
+یه چیزی رو از پست قبلی یادم رفت بگم. خیلی وقتا بهم میگن یا من خودم از خودم سوال میپرسن/میپرسم چرا مهاجرت نمیکنی؟ خب من که نمیتونم همه چیزایی که تو پست قبل گفتم رو براشون توضیح بدم! بالاخره من نقص هایی دارم، حداقل از نظر خودم که باهام همراهن. چه اینجا، چه کانادا چه کره مریخ! قرار نیست آب و هوا بیاد ذهن منو تغییر بده،...
-
239. برون ریزی...
جمعه 11 فروردین 1402 19:59
+یک لحظه حس کردم که باید بیام هر چه را که در حال حس کردنش هستم بیرون بریزم. نیاز دارم به صحبت کردن شاید کسی اون بیرون نداشته باشم که بتونم این حرفا رو بهش بزنم، شاید به دوستام دوست نداشته باشم این حرفا رو بزنم چون میدونم که احساسات منفی بهشون منتقل میشه، چون میدونم که الکی خوشن و دوست دارن یه چیزی داشته باشن برای چنگ...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 9 فروردین 1402 23:16
+ بازدیدام خیلی زیاد شده بیا خودتو معرفی کن :))