گیج و منگ

این توهما، این افکار مسخره، این چیزای الکی که داره تو ذهنم رژه میرن از مخم بیرون بیان 3 هیچ جلو می افتم.

خودم تشخیص میدم چمه، ولی انگیزه ای برا حلش ندارم.

آخه مگه امکان داره؟ همه کس؟ هر کی رو کی می بینی؟ هر کی که از جلوت رد میشه؟


واقعا فکر می کنم یکی نشسته تو ذهنم باهام داره شوخی می کنه. یه چیزای مسخره ای ازم میخواد که مرغ پخته از شنیدنشون خندش می گیره.

فقط فقط فقط هم بلده غر بزنه و حالمو بد کنه. هیچی حالیش نیست که هیچ، منو هم از زندگی ساقط کرده.

اسمش چیه این؟ ذهن؟ خودم؟ دلم؟ ذهن هوشیارم؟؟؟

چیکارش کنم؟ چطور باهاش کنار بیام؟ با حرف زدن باهاش مشکلش حل میشه؟ چی می خواد اصلا؟؟؟


گیجه گیجم.

 و می دونم بهترین کار الان، گوش نکردن به چیزیه که ازم میخواد...


بارسا جرواجر شد!

ولی عجب بازی بود بازی دیشب بارسا و آ اس رم!

بارسا رییییید! مسی تون هم هیچ غلطی نتونست بکنه که. حالا هی بگید بهترین بازیکن جهان و فلان و بهمان.

با اون مربی مزخرفتون.

بازی رفت هم شما گل نزدید، اکثرا گل به خودی بود.

اونم از اون پیکه لندهورتون که خیلی مزخرفه. رفته شکیرا که 11 سال ازش بزرگتره گرفته! خب چه معنی میده؟ هیچی. اونم ریده!

اصلا ضایع شدید رفت. تا داغون شدنای بعدیتون بدرود خلاصه!


بازی رو از اینجا ببینید.


تنها

دلم می خواد برم تهرانو بگردم.

پارکاش، جاهای دیدنیش.

ولی تو این جور مواقع یه پایه لازمه.

تنهایی فاز نمیده.

دوستای دانشگاه هم نمی دونم، یه جورین. سریع قضاوتت می کنن. نچسبن. فقط برا همون دانشگاه کافین.

2 کلمه دردل نمیشه کرد باهاشون. سریع جبهه می گیرن. حالم از اکثرشون به هم میخوره.


تنهایی، بدترین درد دنیا.

یکی باشه، تو غمت باشه. گوش بده به حرفت، بفهمه حرفتو. بشه دردا رو بهش گفت.

چی بگم...


داستان کوتاه

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

حال مزخرف

هر چی بیشتر میام اینجا بیشتر حالم از خودم به هم میخوره. بیشتر میفهمم هیچی نیستم، هیچی.

هیچی از خودم ندارم.

بدیش میدونی چیه؟ همه اینا خودساختست. خودزنیه محضه.


دوست ندارم، نمی خوام دوباره به اون نقطه برسم.

به خدا دوست ندارم برگردم سرجای‌ اول.

ولی زجر می کشم از این همه تناقض، از این همه خودخوری.

دارم نابود میشم از درون.

تمام سلولای بدنم درگیرن، درگیر یه چیز خود ساختهدوست ندارم برم از ابنجا، چون تو یه جا دیگه قطعا به مشکل می خورم.


خدایا، خدایا، خودت نگه دارم باش.

شخصی

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

واااای این ویدیو taylor swift خیلی خوبه :)


دیدن ویدیو

شوق

ولی من می دونم چمه.

دقیقا می دونم.

الان خیلی بهتر خودمو درک می کنم.

این که برا بیرون اومدن از این وضعیت چیکار باید کرد.

حالا بیا هزار تا استدلال و حرف و .... بزن، هیچی عوض نمیشه.

من باید برم سمتش. 

هر دفعه که بهش فکر می کنم، ذهنم باز میشه، فکرم خوب کار می کنه، می خوام فقط برم سمتش.

شوق زندگیم زیادتر میشه.

این پوچی که ازش حرف میزدم، صرفا به خاطرکمبودش تو زندگیمه. به خاطر نفی اشه. به خاطر فرار کردن ازشه.

ولی این دفعه میرم سمتش تا گیرش بیارم.


حالا فکرتون به جنس مخالف نره ها. منظورم یه چیز دیگست.


کی خفنه؟؟؟؟

من خفنم!

من عالیم! 

من منم

لینک رو باز کنید و جوابشو بلننننند بگید!!!

جایزه!

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

لامپ!

 رفتم از این لامپ رنگیا گرفتم روشن کردم عجب‌چیزی شده!!! نور‌آبی و نارنجی.

اصلا یه فضای رمانتیک خفن طور شده که نگو!


نگاه می کردم نوشته بود نور آبی برا تمرکز و جلوگیری از خواب آلودگی خیلی خوبه. که البته شبا باعث بی خوابی میشه.

البته نمی دونم این آبی همون آبیه محسوب میشه یا نه.

باز نورون آینه ای!

این تفسیر خوابو نمی دونم کی انداخت تو ذهنم؟؟؟ بزار فکر کنم، نمی دونم!

ولی خب چند روز پیش تو خواب حس کردم که تلگرام 21 فروردین فیلتر میشه!!!!!!

فیلتر شد چی میدین بهم؟

نخیر، این آمارگیر نمی دونم چرا اضافه نمیشه به قالب.

اصلا نمی دونم چرا خودبه خود پرید، دیگه هم نمیاد.

کسی می دونه از چی می تونه باشه؟

خب فعلا صاحب یه اینترنت مفت شدم

چش نزنین ولی!